محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
93
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
كرد و ابو الحسن از وادى آش به دربار فاس پناه برد و بدينگونه ابن الاحمر بر سراسر اندلس استيلا يافت . « 19 » در اوايل سال 690 ه / 1291 م سانچو پادشاه قشتاله ، پيمان بشكست و به ثغور اندلس لشكر آورد . سلطان ابو يعقوب سردار سپاه خود در ثغور را فرمان داد كه به شريش و اراضى مسيحيان لشكر برد . او نيز برفت و كشتار و تاراج كرد . سلطان ابو يعقوب اعلان جهاد نمود و گروهگروه مجاهدان روى به ثغور اندلس نهادند . سانچو ناوگان خود به درياى زقاق آورد تا مانع رسيدن مدد به اندلس شود . سلطان نيز ناوگان خود بفرستاد . ميان دو طرف نبرد درگرفت و ناوگان مسلمانان شكست خورد . اين واقعه در ماه اوت سال 1291 م بود . ولى اين شكست سلطان ابو يعقوب را از عزمى كه داشت بازنداشت و ناوگان ديگرى فرستاد . اين بار ناوگان مسيحيان شكست خورد و سلطان ابو يعقوب با قواى خود در ماه رمضان سال 690 ه به اندلس درآمد و در شريش جنگ درپيوست و تا حوالى اشبيليه پيش تاخت . سپس به جزيرة الخضراء بازگرديد و در اوايل سال 691 از آنجا رهسپار مغرب شد . پادشاه قشتاله از سلطان مغرب ابو يعقوب بيمناك گرديد و كوشيد كه با ابن الاحمر - محمد الفقيه - دوستى ورزد و او را از نيات مغربيان و استيلاى ايشان بر ثغور اندلس ، مخصوصا طريف ، دروازهء اندلس بترساند . پس ابن الاحمر و سانچو دست دوستى به هم دادند و سانچو شرط كرد كه چون طريف را بگيرد آن را به ابن الاحمر بازدهد . سانچو از راه درياى زقاق به جزيرهء طريف حمله كرد ، ابن الاحمر هم قواى خود به مالقه برد كه به طريف نزديك باشد و بتواند به سپاه سانچو آذوقه و علوفه رساند . اما پادگان طريف توانست چهار ماه مقاومت كند تا به ناچار در سپتامبر سال 1292 م شهر را تسليم نمايد . پس از تسليم طريف ، ابن الاحمر از سانچو خواست كه به عهد خود وفا كند و طريف را به او واگذارد . ولى با آنكه در عوض طريف چند دژ مستحكم را
--> ( 19 ) . تاريخ ابن خلدون ج 7 / ص 212 و 213 .